خطايى ، على اكبر

342

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و بيمارى 641 پادشاه زياده شد . پسرش به بارگاه مىنشست و ايلچيان را اجازت داده ، چند روز كه جهت يراق راه در شهر بودند علفه ندادند . منتصف جمادى الاولى 642 ايلچيان از خان بالق بيرون آمده داجيان همراه بودند 643 ، و به طريق رفتن در باز آمدن به هر ايام كه مىرسيدند همه چيز با اولاغ و عرابه مىدادند 644 و در شهرها و قصبه‌ها طوى مىكردند و مىگفتند حرمت 645 آن است كه در وقت باز آمدن دارند تا محبت ثابت باشد 646 . غرّهء رجب به شهر پنگان 647 رسيدند . حكّام و كلانتران استقبال نموده 648 بار ايلچيان باز نكردند 649 به‌سبب حكم پادشاه ، با آنكه قاعده چنان بود كه بار همه كس را گشايند و احتياط نمايند تا مثل چاو و غير آن بيرون نبرند . روز ديگر طوى بعظمت داده تكلّف بسيار كردند . و روزبه‌روز كوچ كرده پنجم شعبان به قراموران رسيدند ، و از آنجا هرروز به يامى و هر هفته 650 به شهرى رسيده طوى مىخوردند . تا بيست و چهارم 651 شعبان به شهر قمجو فرود آمدند ، و اين قمجو آن شهر است كه ايلچيان در وقت 652 رفتن نوكران و چهارپايان خود را آنجا سپرده بودند . همه را به سلامت يافتند . امّا بسبب ناايمنى راه مغولستان 653 دو ماه و نيم 654 در آن شهر متوقف شد [ ند ] . و هفتم ذىقعده از قمجو بيرون آمدند و هفدهم به سكجو رسيدند ، و ايلچى ميرزا ابراهيم سلطان كه از شيراز مىآمد امير 655 حسن ، و ايلچى ميرزا رستم كه از اصفهان عزيمت نموده بود - پهلوان جمال - در سكجو به ايلچيان كه از طرف خطاى مىآمدند رسيدند ، و راه 656 را بغايت تباه نشان دادند و بدين‌جهت ايلچيان مدتى در سكجو مقام كرده منتصف محّرم سنهء خمس و عشرين از سكجو روان شدند ، و بعد از چند روز به شهر قراول آمدند . حكّام قراول گفتند 657 كه قاعدهء اهل خطاى آنست كه چنانچه در وقت رفتن شماره و حليهء مردم 658 را نوشته‌اند ، به وقت بازگشتن همان دفتر پيش آورده احتياط نمايند و اگر تقصير كنند به غضب پادشاه گرفتار شوند . القصّه 659 احتياط كرده هژدهم ربيع الاوّل از راه بيراههء بىآبه به مشقّت تمام بيرون آمده نهم جمادى الاخرى به شهر ختن رسيدند و از آنجا كوچ كرده ششم رجب به كاشغر فرود آمدند .